این آخرین پست دهه ٨٠ است.
دهه مهمی بود در زندگی من. کلی اتفاق مهم و سرنوشت ساز برایم داشت. هرچه باشد دهه ای که از ١٨ سالگی تا ٢٨ سالگی ات را بپوشاند باید مهمترین دهه زندگی باشد. نمی خواهم دوره کنم اتفاقاتی را که در این دهه برایم افتاد چرا که خیلی هاشان خوب بود و اندکی شان بد، که شاید وزن این بدها به نسبت کمیتشان بسیار سنگینی کرد و اهمیتشان بیشتر شد. اما الآن می بینم که اصلا مهم نبودند و می شد بهتر با آنها کنار آمد. دهه جوانی بود و جاهلی دیگر. و این بود که زیبایش می کرد. کسی چه می داند، شاید این دهه بهترین دهه عمرم باشد تا پایان وشاید هم آخرین دهه.
هرچه که بود دوستش داشتم، چرا که خودم بودم در این دهه. کسی هدایتم نکرد و کسی بازخواستم نکرد. خودم ساختم و خودم سوختم و آخرش همینی شدم که الآن می نویسد. مطمئنم بزرگترین اتفاقش احترام پدر و مادرم بود به این دهه زندگیم. نمی خواهم کلیشه بسازم و از آنها تشکر کنم. فقط از آنها یاد گرفتم که به دیگران احترام بگذارم و دوست دارم الگویم باشد برای رفتار انسانی متمدن...
دهه ٨٠ با تمام فراز و نشیب هایش کمتر از ٢۴ ساعت دیگر برای من تمام می شود... و من می مانم و دهه دیگری که نمی دانم تا پایانش هستم یا نه. باشم یا نباشم شک ندارم که به این زودی این دهه طلایی برای من تکرار نخواهد شد. هر کاری در هر دهه دیگری از زندگی ام که انجام دهم جایی از ریشه اش بر می گردد به این دهه..
پس خداحافظ دهه دوست داشتنی زندگی من...
********************************************
پ.ن : با اینکه اگر از ابتدا این دهه را شروع می کردم مطمئنا زندگیم طور دیگری می بود اما نمی دانم چرا هنوز اینقدر این دهه را دوست دارم.
احمدی نژاد فرمود: حاکمان منطقه اجازه بدهند مردم حرفشان را بزنند... (منبع از تلویزیون دولتی ایران)
*** *** ** ** *** *****
پ.ن :ستاره های فوق فحش هستند... هر چه دوست دارید می توانید جایشان بگذارید... من فکر می کنم دیگر گفتمان و ادب جواب نمی دهد... فقط فحش بود که نثارش کردم
پ.ن : دلم نیامد اسم اون یارو را در ابتدای متن بدون خط خوردگی بگذارم...
پ.ن : به خدا قذافی شرف دارد به اینها... حداقل دروغ نمی گوید. با مردمش رو راست است. می گوید می کشمتان و از هیچ دوربینی هم نمی ترسد...
پ.ن : همیشه یک روانی آرام از یک روانی زنجیری خطرناکتر است