باز هم مرثیه ای برای خودم...

"ممکن است از افسردگی باشد". این را خانوم دکتر بعد از معاینه من و دیدن جواب آزمایش ها می گوید. مطمئن نیست. می گوید سیگار میکشی؟ می گویم بله. می گوید قبلا سابقه افسردگی داشتی؟ می گویم نه. اما می دانم که شاد نیستم. حتی اگر علم طب مرا افسرده نخواند. درمان را با داروهای معده شروع می کند اما ته دلم می دانم دل اگر غم داشته باشد درد جولان می دهد در جسم. می خواستم بگویم ایکاش علم پزشکی جای این دل صابمرده را پیدا می کرد و غمش را بیرون می کشید. اما نگفتم...

هیچ چیز بدتر از این نیست که دلت گرفته باشد اما ندانی چرا... مگر می شود درمانش کرد؟...

*********************************************

پ.ن : مرا ببخشید اگر فقط مرثیه می خوانم. دست خودم نیست.

پ.ن : چرا اینقدر زندگی دوست داشتنی ست حتی وقتی که هیچ دلیلی برای شادی نداری؟... بهتر بگویم انگار تنها شادی ات همان نفس کشیدن است...

 

/ 14 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
friend

روز مرد مبارک[لبخند] راستی من دکتری قبول نشدم:( البته اصلنم نخونده بودم ضمن اینکه هنوز پایانناممو دفاع نکردم... ولی خیلی ناراحت شدم زیادی به خودم مطمئن و مغرور بوددم [گل]

صبا

خوب دوباره عاشق شو هیچوقت واسه عاشق شدن دیر نیست

هانیه

زندگی همینه دیگه مشکل ناشکربودن ماست بچه که بودی مطمئنم آرزو داشتی برسی به جایی که الان هستی حالا که اینجایی میگی دوست دارم برگردم عقب_ ولی خوشم اومد از جمله آخرت همینه دیگه وقتی تو یه موقعیتی هستیم متوجه خوب بودنش نیستیم مثل بچگیمون که همون موقع حسی نداشتیم بهش الانم خوبه فقط کافیه یه ثانیه نباشی اونوقته که حسودیت میشه به همه اونایی که دارن نفس میکشن وزنده ن_ پس یه چیزی داره این زندگی که اگه تموم شه دوست داریم دوباره باشه پس قشنگه ما متوجه نمیشیم/ من که میگم ازین به بعد وبلاگتو از عزا در بیار وشادش کن واز قشنگیهای زندگیت بگو نه از غصه هات به پیشنهادم فکرکن شادباشی

مجتبی

خود زندگی یه درد کشنده است پی نوشت دومت خیلی زیبا بود

(ما لحظه ها را میگذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از آنکه خوشبختی همان بود که گذشت)

قلم فرانسه

آقا ما خواستار نوشتن شما هستیم. . .

روزگار

سلام اقامحمد من تازه امروز وبلاگتونو دیدم برام جالب اومده ش حرفاتون ,نوشته هاتون, نمیدونم چی بگم که الان بهتر به نظر بیاد! ولی میگم که ازین به بعد میخوام به وبلاگ شمام بیامو دست نوشته هاتونو بخونم پس لطفا قطش نکنین نوشتنو ... معنائی در کلمات نیست ... در "سکوتی" است که بین آنهاست ... کلمات دانسته ها را در بر می گیرند اما کیست جز سکوت که سهم ما را از نادانسته ها بیان کند ؟! [گل] ب آرزوی موفقیتها و شادیهای بیشتر برای اقامحمد دکتر

صبا

میگم مهدیس چه نسبتی باهاتون داره تو وبلاگش اینهمه نوشتی؟!! شما که گفتی یه بار عاشق شدی واسه هفت پشتت بسه_قصد فضولی ندارما؛ کنجکاو شدم

صبا_ب

وای شرمنده فکرنمیکردم چیزی که نوشتم سریع تو وبلاگ میاد؛ فکرمیکردم خودتون اول میخونین بعد اگه تأییدش کردین تو قسمت نظرات میذارین

صبا_ب

وای شرمنده فکرنمیکردم چیزی که نوشتم سریع تو وبلاگ میاد؛ فکرمیکردم خودتون اول میخونین بعد اگه تأییدش کردین تو قسمت نظرات میذارین