این روزهای تولد لعنتی...

اصلا من عاشق روزهای تولدم هستم... اینها بهترین روزهای زندگی ام بوده اند. نه اینکه اتفاق خاصی در آنها افتاده باشد. اصلا بی هیچ دلیلی دوستشان دارم. همین که نو می کنندت کافیست... همینکه می سوزانند همه آنچه را که گذشته بود کافیست... همینکه انگار دوباره شروع می شوی کافیست...
این روزهای تولد اگر نبود، چند به چند تازه می شدم؟... هیچ معلوم نیست...
اصلا از کی من عاشق این روزهای تولد لعنتی ام شدم؟...

 

/ 4 نظر / 63 بازدید
ترمه

برعکس من ...از روزهای تولدمنزجرم .... و میدانم هم کی بود که بیزار شدم :تولد 11 سالگی ام .... وعی در مورد گری کوپر با شما موافق هستم. .. چیزکی هم در موردش توی وب خودم نوشتم

ندا

سلام... هر چند با تاخیر اما تولدتون رو تبریک میگم. ولی من برعکس شمام انگار روز تولدم خنثی میشم از هر حسی... نمیدونم چرا اینجوری میشم... خوبه که شما عاشق روز تولدتون هستین[لبخند] و خوبتر اینه که باز بعد مدتها نوشتید، فکر میکردم مداوم بنویسید.

ندا

سال نو مبارک[لبخند] سالی سرشار از شادی و موفقیت براتون آرزومندم[گل]

ژوان

کاش واقعا بسوزن گذشته ها... یه جوریه که آدم حس می کنه آتیش زیر خاکسترن فقط...